نوشته یک دوست

میای با هم دوست باشیم

هر چی فکر می کنم نمی تونم بفهمم که چرا اینجام. چرا اصلا به قول (ح…) آدمم.

تو فکر میکنی من حالی میبرم وقتی می پرم تو لجن ؟ اما تو خودت خواستی برم . اصلا خودت منو انداختی اونجا .

نمی خوام آبروتو ببرم .خودت بهتر از من می دونی …

بعدش می آم ومی خوام که یه سرکی هم بیرون بکشم . این وسط یکی رو پیدا میکنم که شاید بتونه منو آدم کنه و باز …

آخه مگه خودت نمی گی از لجن هم می شه به همه چیز رسید . مگه گناه من چیه که اون رو هم نمی خوای داشته باشم ؟

تو که آدم نیستی تو دیگه چرا حسادت میکنی ؟ شاید فکر میکنی لیاقتشو ندارم .نمیدونم بازم تو بهتر میدونی . . .

ولی میدونی همیشه اولاش هیچکس (چیز) لیاقت هیچ کس (چیز) دیگه ای رو نداره . اینو خودت بهم گفتی .

همون طور که لیاقت تو رو ندارم و شایدم هیچ وقت نداشته باشم .

بازم داره حسادتت میشه میدونم آخه دارم یه نفر دیگه رو با تو مقایسه میکنم . میدونم قیاس بنده با خداش ظلم در حق خداست .

اما مگه تو به من ظلم نمیکنی ؟

خودت که همیشه ضد حال میزنی چشمم که نداری ببینی یه بنده داره کار تو رو میکنه . حالا تو ای خدای من آویزون تو باشم ؟

یا دستای بنده ی تو رو بگیرم . میدونی مهربونی رو از بنده ات یاد بگیر . چی میشه ما با هم دوست باشیم ؟

خیلی وقتها از خیلی از کارام حالم به هم می خوره .آرزو به دل موندم یه بارم که شده تو رو خدای خودم بدونم .

خم شم و سجده کنم از ته دل . میگن خیلی حال میده . اما من فقط شنیدم . نه اینکه نخواستما نه اما ….

میگن هر جا برم زیر آسمون توام و تو همیشه همراهمی پس چرا میشینی و می ذاری هر غلطی که دلم می خواد بکنم ؟

میدونی دیگه از خودمم خسته شدم . میای با هم دوست باشیم .

با تو راحتم ازت نمیترسم (شایدنشه اسمشو ترس گذاشت ) هر چی دلم بخواد بهت میگم . وقتی قات میزنم میگم لعنت به این خدا . ولی من و تو خیلی وقته که … مگه نه ؟

بعدش آدمات (بنده هات !!!) میآن هر کسی یه تفسیری میکنه . همه میخوان صد و بیست و چهار هزار و یکمین ات باشن .

و باز تو هی چیزی نمیگی و خودت خوب میدونی چی میگم . اما صد و بیست و چهار هزار و یکمین هات فقط بلدن منوبکوبن.

تقصیری هم ندارن . باید یه فرقی بین بنده ات و خودت باشه .

خیلی وقته که به حرفاشون عادت کردم. دیگه به تو لجن موندن دارم عادت میکنم . میخوام تو نذاری . حالا چی میگی

میای با هم دوست باشیم.

5 Comments

  1. 1
    زریر Says:

    سلام برزو جان گل.
    نه هیچ ایرادی نیست.همون جا هم جوابتو دادم.جواب بقیه نظر هاتم همون جا دادم ولی شاید حوصله ات نشه بری بخونی.
    گفته بودی حالا هم اینا رو قبول داری(در مورد اون پست لعنت به این خدا).جوابش همون پست بعدیش بود.همین که الان تو خوشت اومده.
    به هر حال موفق باشی دادشی مهندس گل.

  2. 2
    هدا Says:

    salaaaaaaaaaaaaam !!!
    khoofi ?!
    . . .

    chi begam kho … :-s …
    vali khodeto ziad narahat nakon dadashiiii :x XXx
    bashe ?

    khoda ham be moghash komak mikone ishalla :D
    kheeeeeeeeeili eshghi azizam

    roozat barfi

  3. 3
    زریر Says:

    برو وبلاگم رو ببین حال کن.
    اگه تونستی نظر هم بده.(بحث تعریف شهوت هستش که تو ،تو این مسائل خیلی واردی)
    راستی قالب های بلاگ اسکای رو با تابع نویسی …پیچ کردیم.

  4. 4
    زریر Says:

    گل پسر کجایی چرا نمی آی.
    مگه زنگنه اونترنت گیر نمی آد

  5. 5
    زریر Says:

    سلام مهندس
    هرچی میام نیستی.کم کم داری اعصاب آدمو خرد میکنی.
    اون روزم میگی که شما ها به من سر نمیزنین.
    بابا بیا.خیلی حال میده ها .
    بعدا پشیمون میشی.


RSS Feed for this entry

Leave a Comment